![]() |
![]() |
|
| نوشته های روزهای بی او |
|
نيمهشب است و من اينجا، در اين کنج آرام و دلنشين اتاقم، دل به اندوه تاريکي سپردهام... تنها سايه روشن اتاق، سفيدي صفحهاي است که کلمات سياه رنگ دانه دانه روي آن نقش ميبندند تا حيات جاودانه پيدا کنند. حسي در درونم مرا وادار به نوشتن کرده است؛ شايد به اميدي که هنوز در دل زنده دارم و آيندهاي که به هر تقدير بايد زندگياش کنم؛ با تمام فراز و فرودهايش و با تمام وصلها و جداييهايش؛ همانها که در دم خوشحالمان ميکند يا به اندوهمان فرو ميبرد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم بهمن 1382ساعت 3:41 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وقتي دنيا و آدماش اونقدر به یه نفر فشار ميارن كه حتي زبون هم ديگه به گفتن دردا نميچرخه، شايد نوشتن تنها راه حل ممكن باشه...
|
| پیوندها |
|
الماس خوشتراش مردانهها شكلات تلخ آدم آهني پادشاه آبي راز کهنه مكاني براي با هم بودن كسري - متولد دي مامان آرمين تقلید زندگی الهه نامقدس |
|
|