تبليغاتX
روزهای دور از او
نوشته های روزهای بی او
چقدر اتفاقای خوب... خونه دیگه واقعاْ شبیه یه جای دلپذیر شده. همه چیزشو دوست دارم.

تيكه تيكه‌اش رو خودم انتخاب كردم، شايد خيلي گرون قيمت نباشن، ولي همه چيز با عشق انتخاب شده. خيلي خوشحالم.

امروز يه توله سگ كوچولو برام آوورد الهه. ولي بيشتر از دو ساعت نتونستم نگهش دارم. وقتي نوازشش مي‌كردم حس بدي داشتم. فكر كردم من لياقتم بيشتر از اينه كه همراه زندگیم يك سگ باشه... پسش دادم، همین امشب.

یک اتفاق تازه دیگه هم داره میفته... یک دوست قدیمی... یک اشاره تازه... ببینیم به کجا میرسه...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 2:41  توسط علی |