![]() |
![]() |
|
| نوشته های روزهای بی او |
|
بايد دست شست
بايد به خاطره سپرد بايد انسانيت را در عمق روح زنداني كرد بايد مرگ عشق را به پايكوبي نشست بايد ورود ممنوع را بر در دروازه دل افراشت بايد عاطفه را سلاخي كرد بايد رفت... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 16:16 توسط علی |
|
|
به دلم موند يه بار، يه روز، يه جایی بگی ميخوامت...
بگی فقط واسه من عزيزی و بس... چشام به نامت... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 0:18 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وقتي دنيا و آدماش اونقدر به یه نفر فشار ميارن كه حتي زبون هم ديگه به گفتن دردا نميچرخه، شايد نوشتن تنها راه حل ممكن باشه...
|
| پیوندها |
|
الماس خوشتراش مردانهها شكلات تلخ آدم آهني پادشاه آبي راز کهنه مكاني براي با هم بودن كسري - متولد دي مامان آرمين تقلید زندگی الهه نامقدس |
|
|