تبليغاتX
روزهای دور از او
نوشته های روزهای بی او

اگر امروز روز واپسين بود

آخرين سهمم از اين دنياي شيرين گر فقط يک آرزو بود

فقط مي‌خواستم يک بار تنها با تو باشم

بدوزم چشم در چشمان معصومت

نگاهم را چنان پرمهر و غمگين بر تو اندازم

تا بلرزد آن دل نامهربانت

تا بخواني زان نگاه ژرف تنهايم

که سودای تو تنها نور شبهای سیاهم بود

تا بداني اين همه وقت

تو بودي بهترين رؤياي من هر لحظه، هر روز

تا يقين داري

تو هستي آنکه در اين لحظه آخر فقط از زندگي خواهم...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 10:51  توسط علی |